
New photo posted in حق ما انسانها: 'گزارش ویژه؛ داستان پر اشکِ نیکا شاکرمی در گفتگو با یکی از نزدیکان؛ از شور زندگی و نقاشی حرفهای تا خاکسپاری غریبانه و بازداشت اطرافیان - از غسالخانه آرامستان با خانواده نیکا تماس گرفتند و اطلاع دادند که که نیروهای امنیتی گفتهاند نیکا نباید اینجا دفن شود و جنازه را از غسالخانه گرفتند و مقاومت مسئولان قبرستان هم بیفایده بود و در نهایت پیکر را به حیاتالغیب بردند. - برخی منابع غیررسمی در تماس با خانواده نیکا مدعی شدند که نیکا هفته اول را در اختیار سازمان اطلاعات سپاه (ساس) بوده و بعد از اتمام بازجویی به زندان اوین منتقل شده؛ پیگیری خانواده از زندان اوین اما نشان میدهد که ورود او به این زندان هیچوقت ثبت نشده است. - بینی نیکا کاملا خُرد شده بود، پیشانیاش شکسته بود و جمجمهاش به دلیل ضربات پی در پی با جسم سخت متلاشی بود و چهره او به سختی قابل شناسایی بود. - «نیکا خیلی سرزنده و شاداب بود. خیلی رُک بود و به شدت اصرار داشت مستقل باشد حتی چند وقت پیش با اینکه نیاز مالی نداشت، در یک کافه کار میکرد. بلندپرواز بود و مهربان.» https://ift.tt/zJkoVR2' https://ift.tt/H1LgWXu
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر